السلمي ( مترجم : حسيني )

39

ذكر النسوه المتعبدات الصوفيات ( نخستين زنان صوفي ) ( عربي ، فارسي )

نقل مىكنند : " روزى پسر عثامه بر وى وارد شد و به نماز پرداخت . پس عثامه گفت : پسرم نماز گزاردى ؟ پاسخ داد آرى . پس عثامه گفت : أ عثام مالك لاهيه * حلت بدارك داهيه أبكى الصّلاة لوقتها * إن كنت يوما باكيه و أبكى القرآن إذا تلى * قد كنت يوما تاليه تتلينه بتفكّر * و دموع عين جاريه لهفى عليك صبابه * ما عشت طول حياتيه " اى عثامه چه شده است تو را كه سرگرم شده‌اى درحالىكه در خانه‌ات مصيبت فرود آمده است . اگر روزى گريه كنى در نماز اول وقت گريه كن . اگر روزى قرآن بخوانى هنگامى كه تلاوت مىشود گريه كن ، درحالىكه با تفكر آن را مىخوانى و با اشك‌هايى كه از چشم جاريست . تا آن‌گاه كه زنده‌ام به خاطر عشق به تو مىسوزم و بىتابى مىكنم . ( سلمى ، 1999 ، 111 ) ( ابن جوزى ، 1992 ، 208 ) نام ذكاره را تنها سلمى زير عنوان از عابدات والهات بغداد ذكر مىكند و در هيچ مرجع ديگرى نام او ديده نمىشود . سلمى وى را مجنونه مىنامد و بيتى از وى نقل مىكند : همم المحبّ تجول فى الملكوت * و القلب يشكوا و الفؤاد صموت " آرزوهاى عاشق در ملكوت سير مىكند درحالىكه قلب شكوه مىكند و دل بسيار ساكت است . " ( سلمى ، 1999 ، 183 ) سلمى و ابن جوزى هر دو احوال أمّ اليمن همسر ابى على رودبارى را نقل مىكنند . او نيز از جمله مشتاقان حضرت الهى است . اين مناجات از اوست :